خرید بک لینک

درباره سایت

داستان

سلام خوبین این وبسایت تنها برای سرگرمی نیست راستش افسانه ها به ما راه و رسم زندگی رو یاد میدن طوری که ما از اون ها لذت ببریم و عبرت بگریم اونها پر از حقیقت هستن حقیقت هایی در دنیا نهفتست وقتی شما افسانه می خونید دارید دانسته ها و تجربه ها دیده هاو شنیده های کس دی گرو می خونید بله حقیقت افسانه اینجاست تو قلب مایی که با تمر کز می خونیم گوش میدیم و به ضحنمون میسپاریم و دهان به دهان نقلش می کنیم

امکانات وب

انیشتن خسته بود اون روز کنفرانس داشت

راننده تاکسی اوکه در تمام جلسات او حضور داشت و می توانست مثل انیشتن سخنرانی کند پیشنهاد داد که این بار جایشان را

با هم عوض کنند انیشتن هم قبول کرد وراه افتادند

 

 

برچسب: داستان باحال, نویسنده: بیتا کمانگر تاريخ: يکشنبه 30 / 4 ساعت: 9:37 PM

صفحه بندی